سه‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸  |   26  مارس  2019   |         

  صفحه اصلی   |  خبرها  |  يادداشت  |  مقاله  |  گفتگو  |  گزارش  |  تصاوير  |  ارتباط با ما  |  درباره ما  |  خروجي RSS

يادداشت

ما در جهانی به سر می‌بریم که در آن 84% از انسان‌ها پیرو ادیان هستند و پیش‌بینی می‌شود که این رقم در سال‌های آتی افزایش پیدا کند

این پدیده هزاران سال ملازم تمدّن بشری بوده است ....
 

الوین پلانتینگا برنده جایزه تمپلتون شد / پلانتینگاکیست ؟

فعالیت پیشگامانۀ فلسفی پلانتینگا در اواخر دهۀ 1950 آغاز شد؛ یعنی زمانی که فلاسفۀ آکادمیک عموماً فلسفۀ دینی را قبول نداشتند.....
 

نواندیشان دینی یا معارضان سیاسی

اما اگر این معارضه بتواند حوزه علمیه را به تحریک وادارد و حوزه بتواند برای معضلات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی روز، نسخه‌ای کارآمد تولید کند، می‌توان یک خاصیت تحریک‌کنندگی برای معارضان سیاسی یعنی نواندیشان دینی قائل بود....
 

دکتر داوری : تکرار حرف‌های قرون شانزدهم و هفدهم اروپا را نباید نواندیشی دانست

در جایی که تفکر ضعیف است زبان و اصطلاح‌سازی هم دچار پریشانی و آشفتگی می‌شود...........
 

دکترسعید زیباکلام : خطر انحلال انقلاب در نظام استكباري / سناریوی دولت در مذاکرات هسته ای اشتباه است

دکترسعید زیباکلام
 

مقاله

نسبت نظریه و نظریه‌سازی با رفع مشکلات بومی

به گمان من، ما پیش از اینکه در این مسیر پیشتر رویم و گامهای مؤثر و جدی در قالب سیاستگذاری و طراحی برنامههای اجرایی برداریم، باید اندکی درنگ کنیم و بیندیشیم به راستی چه میزان موازین مبنایی فرهنگی و تمدنسازی ما با فرنگیها شباهت دارد...
 

تحول درنظام جهانی مدرن

پیشرفت لفظ آشنایی است و به ظاهر در معنی‌اش هم ابهامی نیست؛ بنابراین، اگر از ما بپرسند پیشرفت ....
 

طراحی الگوی پیشرفت امری متودیک و روشمند است

لزوم استفاده نظام مند از محصولات خالص علم و فلسفه در نظام سازی ، تبیین سیستم و طراحی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت .............
 

مهم : مباحثی عمومی از مدیریت اسلامی / انسانی

هلاکت محتوم در استبداد رأي / چراباید با منتقدین مشورت و با مخالفین به گفتگو نشست . . . .
 

قبض و بسط انسان

درمقاله حاضر نويسنده با تشريح روند صيرورت و شدن انسان از حالتي به حالت ديگر كه در طول زندگي براي او رخ مي دهد........
 

گفتگو

مردم را به کتاب خواندن ارجاع بدهید. فلسفه فست فود نیست که در خیابان راه بروند و بخورند بلکه مردم باید مطالعه کنند

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
 

چرا شهید بهشتی معمار قانون اساسی جمهوری اسلامی شد ؟

شهید بهشتی می گفت برپایی جامعه آرمانی اسلام، علاوه بر دانش چیستی، نیازمند دانش چگونگی نیز است .......
 

در غياب فلسفه، آينده‌اي در كار نيست / كاربردهاي فلسفه در زندگي امروز

اگر امروز بگويند بساط فلسفه را از علم و آموزش كشور برچينيم واقعا چه خلأيي ايجاد مي‌شود؟ ..........
 

در برنامه‌هاي بين‌المللي اسلام موحّد و ملحد، مسيحي و كليمي مانند مسلمانان حضور دارند

به گزارش ایلام نیوز از خبرحوزه آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی دردیدار پروفسور مارکو ساسولی استاد برجسته حقوق بین الملل بشر ...
 

فلسفه اساسا با نقد آغاز می‎شود، فلسفه یعنی نقد، در واقع باید بگویم که فلسفه غیرنقادانه وجود ندارد

حال اگر بخواهیم که فرهنگ نقد و نقادی در حوزه و دانشگاه رونق بگیرد. این‎که ما بتوانیم روبه‎روی کسی که اندیشه‎اش با ما مخالف است بنشینيم، به او امکان اظهار نظر و بیان عقیده‎اش را بدهیم .........
 

گزارش

فدریکا موگرینی : اسلام جایگاه طبیعی خود را در جامعه اروپا دارد و دلیل آن هم تاثیر آشکار آن بر سبک زندگی اروپایی است

سفرجوانان اروپایی برای پیوستن به داعش چالش بزرگ اتحادیه اروپا.............
 

سخنرانی دکتر دینانی پیرامون شخصیت عرفانی حضرت امام

امام خمینی را وادارکردند چیزی نگوید/ مگر نماز اسرار دارد؟.............
 

روایت وگزارش دکتر حسن عباسی از یک دین جدید

وقتی استادهای دانشگاه های شما نمی دانند که اینترنت یک ابزار نظامی است، همه فکر می کنند بعد از مودم و کامپیوترشان هیچ چیز دیگری نیست، نمی دانند که هر کاری پشت مودم انجام می دهند . . . . .
 

آمار

تعداد مطالب سايت: ۱۴۴۶

كاربر حاضر در سايت: ۱۱۳۸ نفر

مشاهدات:
امروز: ۳۸۴ مرتبه
فروردین ماه: ۱۲۹۴۵ مرتبه
كل مشاهده: ۸۲۴۷۶۵۸ مرتبه
بیشترین: ۱۲۰۴۷ - ۱۹/۳/۱۳۹۱

 خروجي RSS

RSS 2.0

 

نظام تدبیر ما لجوم است/ توبه محسن رنانی از امر تئوریزاسیون بدبختی

لينك ثابت (كد مطلب= 1394 )                            تاريخ انتشار:  ۱۷ آذر ۱۳۹۷                      دفعات مشاهده: 580   
 نويسنده:            

نظام تدبیر ما لجوم است/ توبه محسن رنانی از امر تئوریزاسیون بدبختی

سکوت ملی امید ملی/محسن رنانی

سطوح فردی واجتماعی امید

در وجود هر فرد، دو سطح امید وجود دارد: سطح فردی و سطح اجتماعی. امید در سطح فردی، ریشه روانشناختی دارد و از جنس «احتمال» است ولی میزان احتمالش مهم نیست. یعنی فرد یک احساس روانشناختی مطلوب دارد که به او القاء می‌کند که در آینده یک «اتفاق خوب» می‌افتد. مثلا امید یک کشاورز به بارش باران در تابستان یک مساله روانشناختی است و بستگی دارد که شخصیت روانی آن کشاورز چگونه باشد. ممکن است با احتمال یک درصد بارش در تابستان او همچنان امید جدی به بارش داشته باشد. امید یک پدر و مادر به بازگشت فرزند سرباز مفقودشان از جنگ حتی تا سالها پس از پایان جنگ نیز از این جنس است. این امید به زندگی معنا می‌دهد و انرژی روانی برای زنده ماندن را فراهم می‌آورد. حتی وقتی هیچ‌کاری نمی‌شود کرد. یعنی در امید روانشناختی ما «احتمال» وقوع پدیده را نمی‌توانیم تغییر دهیم. البته ممکن است گاهی یک امید روانشناختی حتی با احتمال پایین هم موجب انگیزه و تحرک و اقدامی از سوی ما بشود .

اما امید اجتماعی، از جنس «امکان» است. یعنی وقتی امید اجتماعی ایجاد می‌شود، یک امکان، یک فرصت و یک حرکت سازنده و رو به جلو از دل آن برای جامعه خلق می‌شود؛ و هرچه این نوع امید بیشتر باشد این «امکان» و «فرصت» جدی‌تر می شود تا جایی که عملا به وقوع می‌پیوندد. تشکیل نهادهای مدنی، شکل‌گیری احزاب، شکل‌گیری مشارکت‌ها و همکاری‌های بزرگ اقتصادی، شکل گیری سازمانهای مردم نهاد برای حل و فصل مشکلات مختلف اجتماعی و زیست محیطی، مشارکت مردم در گردهمایی‌های عمومی محلی، شهری و ملی که برای حل معضلات تشکیل می‌شود، شرکت درفراخوان‌های اجتماعی برای نقد و اعتراض‌های عقلانی و اخلاقی به برخی عمکردها و ... همه و همه از جنس امید اجتماعی است.

خیلی ساده، امید روانشناختی یک «حس» است ولی امید اجتماعی یک «کنش» است. مثلا ممکن است مردم اصفهان از نظر روانشناختی خیلی امیدوار باشند که زاینده رود احیا شود، اما این که هیچ حرکت جمعی جدی فراگیر برای احیای این رود، برای کاهش برداشت آب از این رودخانه، برای کاهش مصرف آب خانگی و صنعتی و کشاورزی، یا برای مقابله با اضافه برداشت مناطق بالادست انجام نمی‌شود به منزله پایین بودن امید اجتماعی آنان است. روستائیانی که حمله می‌کنند و لوله انتقال آب به یزد را می‌شکنند از فرط ناامیدی است که چنین می‌کنند اگر امید اجتماعی در آنان بالا بود دست به کنشگری جمعی وعقلانی برای اصلاح وضعیت می‌زدند.

با هر کس صحبت می کنیم از مقامات شهری تا دانشگاهیان ومردم عادی، معتقدند که چمن‌کاری در شهرهای ما خطای راهبردی است و این گیاه برای اقلیم ایران مناسب نیست و موجب هدردادن منابع کمیاب آب است و همه هم البته امیدوارند که روزی چمن‌کاری در شهرهای ما پایان یابد. این یک امید روانشناختی است. اما برای توقف چمن‌کاری در شهرهای ایران (که نماد بزرگ هرز دهی یک منبع ملی کمیاب، و نماد عدم عقلانیت مدیریت شهری، و نماد انفعال نظام سیاسی در مورد آسیب به منافع ملی است) هیچکس در ایران اقدامی نمی کند و این به معنی این است که امید اجتماعی همه کنشگران و ذینفعان پایین است.

هجوم مردم برای رای دادن در انتخابات سالهای ۷۶ و ۸۸ و ۹۲ از نوع امید روانشناختی بود، یعنی آنها از نظر روانشناختی روزنه‌ای از امید برای تغییر وضع موجود را در درون خود احساس می‌کردند، پس به اتکای همان امید هجوم بردند تا رای بدهند. اما فقط بعد از انتخابات ۱۳۷۶ بود که آن امید روانشناختی به امید اجتماعی تبدیل شد یعنی پس از انتخابات جامعه به سمت تحرک و تحزب و انسجام و همکاری و تاسیس نهادهای مدنی و کنشگری فعال رفت.

امید روانشناختی یک دستاورد فردی است ولی امید اجتماعی یک دستاورد اجتماعی است که وقتی شکل می‌گیرد که میل به تغییر در جهت بهبود و پیشرفت در درون بخش بزرگی از جامعه شکل گرفته باشد. و البته هیچ کس تا امید روانشناختی نداشته باشد نمی تواند امید اجتماعی را هم در خودش ایجاد کند. و برای آن که امید روانشناختی فردی به امید اجتماعی تبدیل شود فرد باید از این مراحل عبور کند: نخست گرفتار آرزومندی خویش باشد. کسی که در درونش «آرزومندی» شعله نمی‌کشد هیچ کنش موثری نخواهد داشت. سپس این آرزومندی ذهنی باید تبدیل به اشتیاق و میل عملی به تغییر شود. این میل عملی به تغییر باید به  هدف‌گذاری  بینجامد. یعنی آن میل به یک هدف معین ترجمه شود. آنگاه آن  هدف  به یک  برنامه  برای تغییر بینجامد. پس از برنامه ریزی، باید  تلاشگری  رخ بدهد و البته هر تلاشگری، مستلزم «مسئولیت پذیری»‌ است.

این فرایندی است که باید طی شود تا در درون هر فرد، امید روانشناختی فردی به امید اجتماعی تبدیل شود؛ و خیلی شرایط باید مهیا باشد تا این زنجیره به طور کامل در فرد شکل بگیرد. هر عاملی که این زنجیره را بگسلد، مانع شکل گیری امید اجتماعی می شود. ممکن است عاملی مانع شکل گیری آرزومندی در افراد شود،‌ یا عامل دیگری مانع شکل‌گیری میل عملی به تغییر در فرد شود، یا عاملی مانع برنامه‌ریزی فرد شود، یا عاملی مانع تلاشگری او شود. همه این‌ها تبدیل امید روانشناختی به امید اجتماعی را به شکست می‌کشانند. آن مانع ممکن است در درون روان فرد، یا در درون افکار او، یا در خانواده، یا در جامعه، یا در فرهنگ، و یا در سیاست باشد. فرقی نمی‌کند از هر جایی می‌شود مانع شکل گیری امید اجتماعی شد.

ممکن است معلمی امید اجتماعی شاگردانش را تخریب کند یا پدری امید اجتماعی فرزندش را یا سیاست‌مداری امید اجتماعی شهروندانش را. مثلا وقتی چند کنشگر فعال محیط زیست با اتهام های سنگین مواجه می‌شوند، می‌تواند امید اجتماعی را در بخشی از جامعه تخریب کند. یا وقتی یک امام جمعه بر علیه احزاب یا نهادهای مدنی سخن می گوید و آنها عامل دشمن می‌نامد یا وقتی روشنفکران و ناقدان اوضاع را چنان تیره و تار و بحرانی نشان می دهند که گویا دیگر هیچ راهی برای عبور از این بحران ها در پیش نیست، همه آنها امید اجتماعی را نشانه رفته اند و همه آنها در پروژه تخریب امید اجتماعی مشارکت دارند.

در سالهای اخیر فضای مجازی هم به عاملی برای تخریب امید اجتماعی تبدیل شده است. فضای مجازی گرچه سرمایه بزرگی برای انسجام اجتماعی و گسترش آگاهی‌ها و بلوغ اجتماعی است اما متاسفانه وقتی به دست بی خردان و مسئولیت ناشناسانی می‌افتد که فقط برای شهرت یا قدرت، هر خبر و تحلیلی را در آن منتشر می کنند بدون آن که دقت کنند که چه آسیبی به امید اجتماعی می زنند، می تواند ضد امید و ضد توسعه عمل کند. بسترهای فضای مجازی مانند توئیتر، اینستاگرام و تلگرام، امروز می‌توانند به عنوان بزرگترین بسترهای ارتباط اجتماعی، عامل مهم انسجام بخش اجتماعی باشند؛ اما متاسفانه نابخردی خیلی از ماها این بستر را به سوی کارکردی دوگانه برده است که در عین حال که آگاهی بخش است اما ضد امید و گاه ضد سرمایه اجتماعی عمل می کند.

اطلاعات فقط وقتی ارزشمند است که فرد برای استفاده از آنها به یک تئوری یا دستگاه تحلیلی مجهز باشد. اگر چنین نباشد، داده‌ها و اطلاعات اضافی، برای فرد سرگردانی و پریشانی و ناتوانی در تصمیم به بار می‌آورد. دقیقا مانند معده ای که اگر هر روز از انواع هله‌هوله در آن بریزیم به هم می‌ریزد، ذهن ما نیز وقتی در معرض هجوم داده‌های متضاد قرار می گیرد ما را گرفتار پریشانی و سرگردانی و بی اعتمادی می کند. فقط در جوامعی که گروههای مرجع اجتماعی حضور جدی دارند و اطلاعات سره از ناسره را بازشناسی می کنند و به مردم آگاهی می دهند، انبوه اطلاعات می‌تواند به رشد آگاهی اجتماعی کمک کند. در غیر این‌صورت انبوه اطلاعات منجر به پریشانی می شود و همین پریشانی هاست که به بداخلاقی‌هایی نیز منجر می شود.

از این گذشته، متخصصان علوم مغزی نشان داده‌اند که هرچه مغز در معرض اطلاعات زیادتر قرار گیرد ظرفیتش برای تحلیل کاهش می یابد. چون با ورود هر اطلاع جدید به مغز، مغز یک بار باید همه داده های قبلی را با این داده جدید هماهنگ کند و این، هم زمان بر و هم انرژی بر است و به همین خاطر مغز مجبور است بیشتر ظرفیت و انرژی خود را برای این داده‌آمایی به کار بگیرد و بنابراین فرصتی برای تحلیل و تعلیل و تعمیق داده ها پیدا نمی کند. بنابراین ما ایرانیانی که هر روز با هجوم خرد کننده اطلاعات و اخبار نگرانی‌آور درست و نادرست روبه‌رو هستیم، نه تنها امید اجتماعی‌مان ذره ذره آب می‌شود بلکه فرصتی برای آن که دانش‌ خود و توانایی تحلیلی خود برای شناخت دقیق‌تر اوضاع را بالا ببریم پیدا نمی‌کنیم. به همین خاطر است که فضای مجازی ما انباشته از دعوا و تخاصم است. چون کسی تحلیل ندارد، همه اخبار و اطلاعات دارند و می‌خواهند با زور همان اخبار، طرف مقابل را مجاب یا محکوم کنند.

متاسفانه جدای از این که بسیاری از افراد یا گروهها، خبرهای وحشت‌زا و نگرانی آور از فساد و بی اخلاقی و ظلم را به راحتی در فضای مجازی منتشر می کنند، خیلی از روشنفکران و نخبگان نیز بدون توجه به این ضعف فضای مجازی، انواع تحلیل‌های بدبینانه خود را نیز به سادگی در فضای مجازی منتشر می کنند. و باز متاسفانه از آن‌جا که ضدیت با حکومت یا دولت و نقد ساختار سیاسی، هویت آفرین شده است، بسیاری از روشنفکران و نویسندگان ما برای کسب آن هویت، چنان در ضدیت و نقد پیش می‌روند و چنان سیاه نمایی می‌کنند که نتیجه طبیعی آن تخریب امید اجتماعی خواهد بود. هر خبرنادرست یا نامناسب یا هر تحلیل ناامیدی آور، هر بار که در فضای مجازی رد و بدل می شود می تواند به سان یک تیر زهرآلود، آگاهی و امید اجتماعی را نشانه رود و تخریب کند.

راستی ما کدام خبر را در چه حوزه ای تا کنون منتشر نکرده ایم؟ و راستی ما کدام تحلیل از کدام بخش از ضعف یا فساد نظام تدبیر را علنی نکرده ایم و از آنها که منتشر کرده ایم کدام یک بر روی بهبود واقعی وبلندمدت  نه اقدمات تسکینی  موثر بوده است؟ فکر نمی‌کنیم ما داریم با این حجم انبوه تولید و انتشار اطلاعات، هم جامعه را به سوی کرختی روانی سوق می دهیم و هم مسئولان را مصونیت می بخشیم؟ چون عملا همه مسئولان می بینند در تمام حوزه های دیگر اوضاع چنان بد است که اگر روزگاری خطاکاری آنها نیز آشکار شود مشکلی ایجاد نمی شود. یعنی از یک سو داریم جامعه را کرخت می کنیم و حساسیت ‌های آن را نسبت به مشکلات و خطاها کاهش می‌دهیم و از سوی دیگر هم مصونیت برای مقامات دستگاههای مختلف ایجاد می‌کنیم.

به گمان من جامعه ما تقریبا همه آنچه را باید از فساد و ناکارآمدی و بی‌عدالتی نظام تدبیر کنونی بداند، می داند و همه آنچه نویسندگان و روشنفکران و صاحب نظران باید بگویند گفته شده است. گفتن بیش از این، تنها به فرسودگی ما می‌انجامد. اکنون زمان عمل است باید منتظر بمانیم و به نظام تدبیر فرصت بدهیم تا خودش را باز یابد شاید تصمیم بگیرد خود را اصلاح یا متحول کند. نظام تدبیر ما لجوم است. هر بخشی را که جامعه و بویژه روشنفکران روی آن دست بگذارند و بخواهند اصلاح شود همان جا را محکم می‌چسبد و نمی گذارد اصلاح شود. ما با نقد زیاد و فشار زیاد و هجوم اخبار، حکومتیان را به آتش نشانانی تبدیل کرده ایم که هر روز باید آتش یک جایی را خاموش کنند. اندکی به آنها فرصت بدهیم شاید به خود آمدند و تصمیم به اصلاح گرفتند. می دانم که عزیزانی خواهند گفت تا فشار اجتماعی نباشد حکومت اصلاح نمی شود اما این جنس از فشار اجتماعی که ما در فضای مجازی داریم، ظرفیت اصلاحش بر روی حکومت بیش از این نیست، اما ظرفیت تخریبش برای امید اجتماعی خیلی زیاد است و یادمان نرود که وقتی ذخیره امید اجتماعی کاملا پایان یافت فقط یک انتخاب می ماند: نابود کردن و درهم‌ریزی همه چیز. و البته این «همه چیز» فقط شامل چیزهای بد نمی‌شود بلکه خوبی‌ها و داشته‌ها و سرمایه‌ها هم در این درهم‌ریزی و تخریب، نابود می شوند.

همان گونه که در آغاز این نوشته گفتم، ظرفیت امید از هر دو جنس روانشناختی و اجتماعی‌اش در من خیلی بالاست. اما تأمل در مورد نقش امید در زندگی اجتماعی، و تذکرات و نکاتی که در ماههای اخیر برخی دوستان یا حتی غریبه‌ها در مورد نوشته‌های من بیان کردند، باعث شد تا من به یک خطای راهبردی در کار خود پی ببرم؛ و آن این که نوشته‌های من گرچه به پشتوانه امید روانشناختی و اجتماعی بالایی که در خود من وجود دارد نوشته می‌شوند، اما اغلب آنها در ذات خود منجربه ناامیدی اجتماعی می شود.

 نزدیک به ده سال پیش دکتر احمدی میدری (اقتصاددان) در نشستی گفت «رنانی یأس را تئوریزه می‌کند». من آن‌روز این سخن را جدی نگرفتم. در سال‌های گذشته بارها از دوستان مختلف نکاتی در این مورد شنیدم اما از کنارش گذشتم تا این که در یک سال اخیر علائم جدی در این مورد دریافت کردم. هم دکتر حمیدرضا و هم دکتر محمدرضا جلایی پور (جامعه‌شناس) گفته‌اند تحلیل‌های رنانی، ضد امید و سیاه نمایانه است. وقتی نوشته فردا اول خلقت است را در نقد نظام آموزشی کنونی نوشتم، معلمی برایم نوشت که این نوشته تو نه تنها ما معلمان را تخریب می‌کند بلکه خانواده ها را هم ناامید می‌کند. پدر و مادر متوجه می‌شوند که این نظام آموزشی چقدر مخرب است در حالی که هیچ گزینه جایگزینی در دسترس آنها نیست و این، امید آنها را تخریب می کند. وقتی یادداشت وستا قادر، یا روح سرگردان ملی را نوشتم عزیزی نوشت تو در این نوشته یاد وستا قادر را زنده کردی اما عمق وحشتناک یک جامعه غفلت زده و ناسپاس را هم عریان کردی و نشان دادی که هیچ امیدی نباید داشت که اگر برای جامعه خودت هزینه دادی و فداکاری کردی این جامعه قدر تو را بداند و سپاسگزار باشد. وقتی نجیبی در اسارت نانجیبی را منتشر کردم کسی نوشت رنانی برای استیفای حقوق از دست رفته یک نخبه مهاجر، تمام حیثیت ملی ایرانیان را زیر سوال برده است و آنها را نژادپرست و پایمال‌گر حقوق ضعیفان نشان داده است و این، امید جوانان به این کشور را تخریب می‌کند. و البته از این دست نقدها بسیار داشته‌ام. مدتی پیش نیز دوستی گفت استاد مصطفی ملکیان (فیلسوف اخلاق) نیز نوشته‌های مرا ناامید کننده دانسته اند. و البته دوستان مشفق دیگری نیز نوشته‌های مرا از منظرهای دیگر علمی و اخلاقی نقد کرده اند که از همه آنها عمیقاً سپاسگزارم.

خلاصه‌ی سخنم این است که برای این که «امید ملی» بازسازی شود نیازمند آنیم که دستکم برای مدتی دست به «سکوت ملی» بزنیم. با سکوت ما هیچ چیزی از دست نمی رود و هیچ خبری نمی‌شود. جامعه ما بیش از نیاز به دانستن اخبار، نیازمند فرصت تفکر است، نیازمند فرصت گفت‌وگو و نیازمند فرصت برای آرامش است. ما جامعه‌ای ناصبور، ناآرام و نگران را داریم با انبوه خبرها و تحلیل‌های یأس‌آور بمباران می‌کنیم. فرصت بدهیم مردم تنفس کنند، فرصت بدهیم مردم آرامش بگیرند. در آرامش عقل‌ها هم بهتر کار می‌کنند.

محسن رنانی / ۹ آذر ۱۳۹۷

 

 

  ارسال خبر به پست الكترونيك

تصوير روز


 پست علی کریمی برای شهداء

 


 ضرغامي : خدا را شکر که فضای مجازی آمد که انقلاب اسلامی را نجات دهد

 


 ایلام نیوز : ظریف بمان ، به خاطر ایران

 


 رئیس جمهور : می گویند از وزیر جوان دولت شکایت می‌کنند، در حالی که او به نفع مردم کار می‌کند و به دستورات بی‌ربط اعتنا ندارد

 


 گام دوم

 


 سلفی با سوسیالیسم

 


 از غربی ها در علم استفاده کنید

 


 هشدار نسبت به فروریختن بخش‌هایی از کلیسای تاریخی ارامنه در شیراز

 


 روز جهانی فلسفه

 


 کریمه اهل البیت

 
 نظرات شما:

 

 نام
 پست الكترونيك:

نظر :

 


آخرين به روز رساني:  یک‌شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ | زمان بارگزاري صفحه:  2/1240 ثانيه

 

© كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به ايلام نيوز - پايگاه خبري و تحليلي مي باشد.