سر خط خبرها

دکتر هاشم آقاجری: 200 سال است مسأله ای را حل نکرده ایم، ساختارهای ما اکنون دارای یک کمپلکسِ پروبلماتیک هستند

دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: اینکه مسأله امری عینی است، یا انتزاعی و سابجکتیو است و بعد آنکه، موضوعی چه زمانی تبدیل به مسأله و ...

دکتر هاشم آقاجری: 200 سال است مسأله ای را حل نکرده ایم، ساختارهای ما اکنون دارای یک کمپلکسِ پروبلماتیک هستند

گزارش یک/ از نشست اصلی ترین مسأله جامعه ایران

دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: اینکه مسأله امری عینی است، یا انتزاعی و سابجکتیو است و بعد آنکه، موضوعی چه زمانی تبدیل به مسأله و پروبلماتیک می شود امری مهم در علوم انسانی است.

تبیین مسأله و توضیح آن، مبتنی بر رشته و دیسیپلین و رهیافت های پژوهشی و روش شناسی مربوطه دارای تفاوت است. هم طرح و تحلیل مسأله و هم ارائه راه حل با بروز و ظهور این تفاوت ها، تغییر می کند. دیسیپلین اقتصادگرائی، مسأله اقتصاد را درکانون می داند و دیسیپلین اخلاق گرائی هم دارای چنین رفتاری است.

در بررسی روش شناسی موضوع و در رهیافت ها و رویکردهای انتخاب شده نیز مسأله ها و شکل گیری آن و ارائه راه حل برای آن، گاهی در دل نهاد و ساختار جستجو می شود و زمانی با رویکرد عاملیت گرائی وکنش گرائی،  بروز و یاحل مسأله در عمل عاملان و فعل فاعلان پیگیری می گردد.

با این توضیحات و بنابر یک رویکرد تاریخی در 200 سال اخیر و مسائلی که در دستور کار مردم ایران قرار داشته است، تعریف اصلی ترین مسأله ایران عبارت خواهد بود از اینکه  چرا علی رغم جنبش ها و انقلاب هائی که مردم ایران در دو سده اخیر صورت داده و با کوشش های مکرر و مستمری در متن آنها در تلاش بوده است مسائل خود را حل کند، اما امروز ما همچنان پرسش از بحران داریم و پرسش از مسأله آن می کنیم؟

به نظر می رسد مسأله اصلی ایران کنونی پروژه پروسه ای ناتمام در تاریخ ایران معاصر به نام انباشتگی مسأله و مسأله ها و در نتیجه وضعیت پروبلماتیک مضاعف و متراکمی است که ما درمقابل خود می بینیم. مسائل امروز ما حاصل یک وضعیت تاریخی است که نشان می دهد ما هنوز از پروژه پروسه های تاریخی که برای حل مسئل برگزیده ایم خارج نشده ایم .

ما امروز با انباشتی چند لایه و چند وجهی از مسأله ها روبرو هستیم که برخی از آنها نهان و برخی آشکار است و لذا اصولاً مسأله یابی امری دشوار به نظر می رسد و به این ترتیب به نظر می رسد رابطه ای متقابل و همه جانبه میان همه مسائل ما وجود دارد و ما در واقع دارای یک کمپلکس پروبلماتیک هستیم .

اتخاد رهیافت و رویکرد ساختارکنش گرا در منظر تاریخی که در آن نه ساختارها و نه عاملیت انسانی، مطلق هستند و در واقع این دو دارای یک رابطه غیر ثابت و دیالکتیکی مبتنی بر لحظه تاریخی اند و نتایج، برآیند این رابطه است می تواند توجیه گر شرایط تاریخی و کنونی ما و احیاناً دست یابی به راه حلها باشد.

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی

Iranianstructures@

 

 

 

 

نظرات ارسال نظر