سر خط خبرها

دکتر بیژن عبدالکریمی: این اولین بار نیست که ایران را دوقطبی می کنیم و چوب لای چرخ هم می گذاریم/ دهه هاست باموضوع یک سرزمین با دو ملت مواجه ایم!

به اعتقاد من مهمترین مسئله کشور ما در حال حاضر نه مسئله آمریکا هست، نه آزادی و نه عدالت. بلکه مهمترین مسئله «کشور شدنِ کشور» و «ایران شدن ایران» است...

دکتر بیژن عبدالکریمی: این اولین بار نیست که ایران را دوقطبی می کنیم و چوب لای چرخ هم می گذاریم/ دهه هاست باموضوع یک سرزمین با دو ملت مواجه ایم!

به این ترتیب نه می توانیم در برابر فشارهای نظام‌جهانی شایسته مقاومت کنیم ، نه به دموکراسی می رسیم و نه توان تحقق عدالت را خواهیم داشت

به اعتقاد من مهمترین  مسئله کشور ما در حال حاضر نه مسئله آمریکا هست، نه آزادی و نه عدالت. بلکه مهمترین مسئله «کشور شدنِ کشور» و «ایران شدن ایران» است.

به سخن دیگر امروز ما در یک سرزمین با دو ملت مواجه هستیم. یعنی در طی دو قرن اخیر از زمانی که ما با مدرنیته مواجه شدیم،‌ وجدان اجتماعی تاریخی ما شکاف برداشت و جامعه و ملت ما دو قطبی شد.

 در یک قطب نوگرایان هستند که در زیست جهان مدرن زندگی می کنند و آرمان های جهان مدرن را دنبال می کنند و خواستارند که خودشان را یک شهروند جهانی تعریف کنند. در سوی دیگر بخشی از ملت ما هنوز در زیست جهان و عالم سنت نفس می کشند.

و این دو قطب دائماً در مقابل هم قرار دارند. لذا این جامعه هنگ‌کرده است و تمام نیروهای این دو قطب در مقام دو نیروی اجتماعی و تاریخی در برابر هم مقاومت و همدیگر را حذف می کنند.

ما در انقلاب مشروطه شاهد بودیم که چطور مشروطه خواهان در برابر مشروعه خواهان قرار گرفتند، بنابراین از انقلاب مشروطه طرفی نبستیم . نهضت ملی شدن نفت با تعارض کاشانی و مصدق ، در مقام رهبر این دو قطب اجتماعی، به کودتا ختم شد و با شکست مواجه شد. حکومت‌پهلوی اشتباه کرد که فقط شهروندان نوگرا را دید و سنت گرایان را نادیده گرفت، سنت گرایان هم با برنامه های توسعه نظام پهلوی همسو نشدند و در نهایت آن را سرنگون کردند.

بعد از انقلاب نیز قدرت سیاسی در ایران ، فقط سنت گرایان را شهروند اصلی خود دید و نوگرایان را نادیده انگاشت. اما نوگرایان امروز با برنامه های قدرت سیاسی نه تنها همسو نیستند بلکه چوب لای چرخ نظام سیاسی می گذارند.

هم قدرت سیاسی و هم روشنفکران ما، هم‌پوزیسیون و هم اپوزیسیون، علی رغم درگیری های سیاسی ایدئولوژیک منطق مشترکی دارند یعنی هر دو جامعه را رادیکالیزه می کنند و قطبی از ملت را در برابر قطبی دیگر قرار می دهند.

تا زمانی که قدرت سیاسی و روشنفکران ، پوزیسیون و اپوزیسیون، روحانیون و دانشگاهیان به این بلوغ فکری نرسند که ما در جهت انسجام ملی گام‌برداریم و پیوسته در جهت رادیکالیزه شدن جامعه گام بردارند، نه می توانیم در برابر فشارهای نظام‌جهانی آنچنان که شایسته و بایسته هست مقاومت کنیم ، نه به دموکراسی می رسیم و نه توان تحقق عدالت را خواهیم داشت و کماکان در توسعه نایافتگی تاریخی خودمان که ام‌الفساد هست باقی خواهیم ماند و روز به روز در نظام جهانی ضعیف تر خواهیم شد.

 لذا مهم ترین مسئله این است که ما در جهت ایرانی شدن ایران و کشور شدن کشور یعنی نیل به یک همبستگی اجتماعی گام برداریم اما هم پوزیسیون و هم آپوزیسیون هنوز به این بلوغ فکری نرسیده اند.

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی

@Iranianstructures

نظرات ارسال نظر