سر خط خبرها

قبض و بسط انسان

درمقاله حاضر نويسنده با تشريح روند صيرورت و شدن انسان از حالتي به حالت ديگر كه در طول زندگي براي او رخ مي دهد........

قبض و بسط انسان

محمدرضا عسکری

درمقاله حاضر نویسنده با تشریح روند صیرورت و شدن انسان از حالتی به حالت دیگر که در طول زندگی برای او رخ می دهد، به قبض و بسط در وجود او اشاره می کند و راههای رهایی از قبض و بدست آوردن بسط و شرح صدر را تبیین می نماید. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

شدنهای پیاپی انسانی

انسان موجودی در حال شدن است؛ از این رو نمی توان برای او ماهیت ثابتی پذیرفت؛ زیرا در هرحال و مقامی، دارای ماهیت خاصی است. اگر بخواهیم هریک از حالت ها و تحولهای انسانی را به ماهیتی و صورتی نشان دهیم، انسان تنها موجودی است که تا رسیدن به کمال نهایی و غایی خویش، همه اشکال وجودی را از پست ترین تا کامل ترین به خود می گیرد. لذا درمقام قاب قوسین او ادنی ـ نجم/۹ـ می نشیند و یا در مقام ناس قرارمی گیرد و یا در مرحله جامدات چون سنگ درمی آید.

شکل نهایی انسان در مرتبه سقوط، تبدیل آن به سنگ و دیگر جامدات سخت عنصر است که حتی آب نیز نه تنها در آنها جاری نمی شود بلکه ازهرگونه مایه حیات و زندگی بی بهره هستند. از این رو خداوند برخی ازکافران و گمراهان را به سنگ بلکه سخت تر از آن تشبیه می کند؛ زیرا از هیچ گونه مایه حیات و زندگی یعنی آب بهره ای ندارد. انسان در سیر صعودی و کمالی نیز می تواند در شکل نهایی به جایی برسد که فرشتگان مقرب و کروبی که حیات و علم محض هستند درمرتبه پایین تر از وی قرارگیرند.

استاد علامه حسن زاده آملی با توجه به ادله عقلانی و روایی بر این باور است که انسان برخلاف ماهیات دیگر، نه تنها نوع الانواع نیست بلکه جنس الاجناس است؛ زیرا همواره در حال انقلاب، تحول و شدن است و این صیروره و شدن های پیاپی در هرحال وی را به شکل و ماهیت و صورت خاصی درمی آورد. از این رو درحال شدن های پیاپی و مکرر، انسان به موجوداتی چون ـ شتر، گاو و پلنگ ـ تبدیل می شود که خصوصیات و ماهیات این سه موجود را در خود جمع دارد و گاه دیگر ـ سگ، خوک و ببر ـ می شود که ماهیات این موجودات را درخود می پذیرد. این گونه است که برخلاف موجودات دیگر چون سگ و یا شتر، دارای ماهیت ثابت نیست و همواره درمسیر شدن صعودی و یا سقوطی ماهیات و اشکال و صورت های مختلف می گیرد. هرچند که در مقام نخست چنان که آیات ۴و۵ سوره تین می فرماید در مقام استوار و اعتدال آفریده شده است، ولی به سبب وجود و گرایش قوی تقوایی و فجوری در وی ـ شمس/۷و۸ ـ  درمسیر شدن هایش، اشکال وصورت ها و ماهیات مختلف و گاه متضاد و متناقض را درخود جمع می کند.

از آنجایی که هر پندار و بینش و نگرش آدمی در شکل گیری و ماهیت بخشی وی تاثیر دارد، لذا در هر دمی، شکل و صورتی می گیرد. از این رو، کسانی که دارای چشم بصیرت و برزخی هستند و می توانند باطن و ملکوت افراد را ببینند در هر زمانی، اشکال وصورت های مختلف صعودی و سقوطی فرد را می نگرند.

به سخن دیگر، هرکاری که انسان انجام می دهد، دارای باطنی است که آثار آن در شخص و شکل گیری وی موثر است. از این رو، اگر کسی بتواند پس از عمل خویش، ملکوت و چهره برزخی آنها را بنگرد می تواند شکلی که یافته را نیز ببیند، زیرا عالم مثال و برزخ، عالم صورت ها می باشد و از جهتی همانند عالم ماده و از جهتی همانند عالم مجردات محض است. لذا آثار تصویری هر عملی را می توان در عالم برزخ یافت.

تصویری که آیات قرآنی از عوالم هستی تبیین می کند این است که همه عوالم در حال حاضر وجود دارد و اینگونه نیست که دارای تاخیر و تقدم زمانی باشد و به عنوان نمونه بهشت و دوزخ پس از این ایجاد و انشاء شود؛ بلکه آن دو درحال حاضر نیز موجود است و تنها پرده ها و غطاءهایی که بر چشم و دل های آدمی کشیده شده، اجازه رویت آنها را نمی دهد.

هرکاری که انسان انجام می دهد، آثاری از خود در عالم ماده به جا می گذارد. به عنوان مثال کسی که به دیگری فحش و دشنام می دهد، آثار آن در چهره شخص ظاهر می شود. اگر کسی بتواند در همان حال با چشم بصیرت، شکل و صورتی که در عالم برزخ ازاین عمل پدید آمده را بنگرد درمی یابد که شکلی شگفت انگیز و وحشتناک و باورنکردنی است.

در سوره حجرات که به مسئله غیبت توجه می دهد بیان می دارد که چهره برزخی غیبت برادر مؤمن، آن است که شخص، گوشت تن برادر خویش را بخورد. صورت برزخی غیبت، همان گوشت برادر دینی خوردن است. در روایتی نیز آمده که پس از غیبت عایشه از کسی، وقتی دستور قی از سوی پیامبر(ص) به وی داده شده، حتی شکل مجسم و مادی آن خود را در دنیا نشان داد و تکه گوشتی از دهان او بیرون افتاد.

انسان اگر درمسیر شدن ها و ماهیات سازی های پیاپی خویش، به اعمال خود آگاه و واقف باشد، هرگز عملی را انجام نمی دهد که تصویر و ماهیتی چون جانوران به خود بگیرد.در داستان امام صادق(ع) ابوبصیر نابینا به این نکته توجه داده می شود که انسان ها در همین دنیا خود را به ماهیات مختلف درمی آورند؛ از این رو پس از تصرف امام صادق(ع) در چشم دل ابوبصیر، وی حاجیانی که در طواف کعبه بودند و از کثرت ایشان به شگفتی آمده بود، گروهی از جانوران مختلف از خوک و سگ و گرگ و مانند آنها را می بیند. اعمال افراد موجب شده بود تا در آن هنگامی که چشم برزخی ابوبصیر به تصرف امام(ع) باز می شود آنان را درماهیات و اشکال خود ساخته بیابد. اشکال و صورت هایی که واقعیت ماهیت های ساخته شده هر انسانی به دست خویش بوده است.

قبض و بسط در انسان

براین اساس هر عملی موجب می شود تا انسان هرچند که شکل برزخی و ملکوتی آن را نبیند ولی اشکال و صورت های برزخی جدیدی به خود ببخشد. انسان در طول زندگی مواجه با مجموعه ای از بینش ها و نگرش هاست که خود واقعی خویش را می سازد و به تعبیر قرآنی شاکله وجودی اش را شکل می دهد. شخصیت هر کسی در یک فرآیند زمانی که ما از آن به «عمر» یاد می کنیم ساخته و پرداخته می شود.

هرچند که به اعتبار برخی از آیات و روایات، انسان در سن چهل سالگی شاکله وجودی خویش را به نوعی تثبیت می کند و دامنه تغییر پس از آن دشوار و یا محدود می شود ولی این فرصت تا دم آخر عمر که قرآن به آن اجل مسمی تعبیر می کند باقی و برقرار است و انسان تا آن زمان که مرگ او را نگرفته است و کشف الغطاء بوسیله مرگ به او دست نداده است (سوره ق) می تواند خود را به استغفار و توبه بازسازی کند و به مسیر کمالی بازگردد و گاه ره صدساله را یک دم به توبه واقعی و نصوح بپیماید.

هرکاری که انسان در زندگی دنیوی خویش انجام می دهد هرگاه کمالی باشد موجبات شادی و سرور دل را فراهم می آورد و هرگاه ضدکمالی باشد موجب اندوه و غم درشخص می شود، زیرا شادی و اندوه و نمایش تبسم و خنده و یا گریه و بغض، دو حالت ظاهری و بازتاب دنیوی همان صورت برزخی عمل اوست. وقتی انسان گناه و خطایی چون غیبت را مرتکب می شود، همانند جانوران درنده خویی می شود که از جنس هم نوع خویش می خورد.

کفتارهایی می شود که به برادر خویش یورش می برد و زنده زنده از گوشت تنش می کند و می خورد. این خونخواری و ددمنشی و تغذیه از هم نوع، همان کفتار صفتی است که شخص دراین حالت گرفتار آن است. آثار برزخی و باطنی آن تا زمانی که استغفار و توبه نکرده است از وی برداشته نمی شود. از این رو پس از مدتی اگر دارای شخصیت مثبتی باشد غم و اندوه دردناکی جانش را می فشارد و حالت قبض و گرفتگی به وی دست می دهد و هنگامی که از وی پرسیده شود که چرا در خود فرورفته ای، شاید نتواند ریشه یابی کند ولی احساس می کند که آثار خطا و اشتباهی است که مرتکب شده است.
اصولا بسیاری از حالات قبض و گرفتگی در آدمی، ریشه در گناه و خطای آگاهانه و ناآگاهانه دارد؛ بلکه می توان گفت که بسیاری از بلاها و گرفتاریهای انسانی در زندگی، برخاسته از خطاها و گناهان است و تنها درصد بسیار ناچیزی از آن ها از باب ابتلا و آزمون است. براین اساس استغفار شبانه روزی، مستحب دانسته شده است تا از آثار خطاها و گناهان کاسته شود.

راهی برای شرح صدر و رهایی از قبض
از آن جایی که قبض، حالتی روحی و باطنی است و شخص دراین حالت احساس گرفتگی و تنگی می کند و به قولی تمام جهان بر او تنگ می آید، می بایست برای رهایی از آن به علل و عوامل قبض توجه داشته باشد که همواره برخاسته از ذات خود انسان و اشتباهات و خطاهای اوست؛ زیرا قبض در انسان به یک معنا جزو شرور است و شرور همواره «بما کسبت ایدی الناس، دستاوردهای بشری» می باشد و اگر کسی باید سرزنش شود، خود انسان است که با کارها و اعمال خویش شری را ایجاد کرده و خود را بدان گرفتار نموده است.
انسان در زندگی خویش با هر عملی که انجام می دهد خود را در بسط و یا قبضی قرار می دهد و آثار آن در عوالم مختلف و نشئات هستی ظهور می کند.

البته برخی از قبض ها امری بیرون از دایره اختیار آدمی است و انسان به سبب حضور در عالم ماده گرفتار برخی از محدودیت های قبضی است که باید با بهره مندی از فضل الهی از آن برهد؛ زیرا جهان ماده اقتضائات خاص خود را دارد و تنها کسانی که با توکل، به توفیق دست می یابند و از فضل و عنایت خاص خداوندی بهره مند می شوند، می توانند از این حالت قبض بیرون آیند. از این رو از جمله دعاهای حضرت موسی(ع) برای ماموریت و رسالت، درخواست شرح صدر بوده است. در سوره انشراح نیز خداوند به پیامبر(ص) از عنایت و فضل خاص خویش سخن می گوید که عبارت از شرح صدر آن حضرت می باشد.
بنابراین انسان ها با دو دسته و دو نوع از قبض و گرفتگی مواجه هستند که باید برای رهایی از حالت قبض و رسیدن به حالت بسط و شرح، از روش ها و راهکارهای خاص استفاده کنند.

شرح به معنای بسط و گسترش دادن در سینه با نور، رحمت و آرامش الهی (مفردات راغب، ص ۴۴۹ ذیل شرح) هر گاه دست دهد، انسان استعداد این را می یابد تا به حقایق چنان که هست برسد و معارف الهی را دریافت کند. (فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی ص ۵۰۳)
البته در فرهنگ قرآنی هر موجودی در مسیر شدن خویش به مرتبه ای می رسد که قابلیت های وی افزایش می یابد.گام هایی که انسان در مسیر کمالی بر می دارد به او ظرفیت و استعدادهای خاص می بخشد و گشادگی وجودی و روانی او را فراهم می آورد. دراین حالت است که استعداد دریافت معارف و حقایق تازه را می یابد.
برخی از کسانی که در مسیر سقوط قرار می گیرند نیز به نوعی شرح صدر در پذیرش باطل دست می یابند که از نظر قرآن امری طبیعی نیست ولی از آن جایی که خداوند به هرکسی چیزی را که می خواهد می بخشد، به ایشان شرح صدری را می دهد که در ضلالت خویش بیش تر غرق شوند. آیه ۱۰۶ سوره نحل ناظر به این نوع شرح صدری است که برخی از کفار دچار آن می شوند و به مسیر سقوط و شر بیش از پیش گرایش می یابند. البته این خواسته خود انسان است؛ زیرا چنان که گفته شد شرور، منسوب به انسان و دستاوردهای خود اوست و این نوع انشراح و شرح صدر نیز در حقیقت نوعی قبض و شر می باشد که انسان خود، آن را خواسته و در خود تحقق بخشیده است.

به هرحال چنان که معلوم است این نوع شرح صدر بر خلاف حالت طبیعی است، لذا به انسان نسبت داده شده است درحالی شرح صدر از انواع دیگردر همه آیات به خداوند نسبت داده می شود؛ زیرا امری کمالی و بیرون از دایره شرور می باشد. (التحقیق، حسن مصطفوی ج ۶ ص ۳۱ و ۳۲)

به سخن دیگر، منشأ اعطای شرح صدر طبیعی، اراده الهی است (انعام آیه ۱۲۵) و خداوند است که به آدمیان شرح صدر می بخشد و آنان را در مسیر کمالی یاری می رساند. (طه آیات ۲۵ و ۳۶ و نیز زمر آیه ۲۲ و انشراح آیه ۱)

از آن جایی که شرح صدر طبیعی از مقام ربوبیت الهی می باشد، هرکسی که در مسیر شدن خویش، عبودیت را ملحوظ قرار دهد، می تواند امید داشته باشد که از شرح صدری برخوردار گردد که وی را همواره به سوی کمال سوق دهد. (طه آیه ۲۵ و زمر آیه ۲۲)

شرح صدر به همین دلیل در آیات قرآنی به عنوان نعمت بزرگ و فضل الهی دانسته شده است و براین اساس است که نیازمند شکر خاص و یادآوری ویژه از سوی هرکسی است که به آن دست یافته است. (طه آیات ۲۵ و ۳۷ و انشراح آیه ۱)

نقش شرح صدر در زندگی

خداوند در آیات ۲۱ و ۲۲ سوره زمر، شرح صدر را از ویژگی های اولوالباب برمی شمارد که بیانگر این نکته است که آدمی اگر بخواهد به حقایق و لب و مغز هرچیزی دست یابد می بایست از شرح صدر برخوردار باشد و بی ظرفیت شرح صدری، نمی تواند به حقایق چنان که هست برسد.

نقش شرح صدر در زندگی انسان به ویژه برای برخی از مسئولیت ها آن چنان اساسی و بنیادین است که حضرت موسی(ع) برای پذیرش مسئولیت رسالت و تبلیغ، از خداوند خواهان شرح صدر می شود. (طه آیات ۱۲ و ۲۵ و ۳۶)، زیرا انشراح صدر و قرار گرفتن در حالت بسط، موجب می شود تا شخص بتواند افزون بر درک حقایق، با مسایل و مشکلات به شکل ویژه ای برخورد کند و به سادگی و آسانی مشکلات پیش رو را تحمل نماید. (اعراف آیه ۲ و طه آیات ۲۵ تا ۲۷ و انشراح آیات ۱ تا ۵)

اصولا کسانی که بخواهند با انواع مشکلات و دشمن های ظاهری و غیرظاهری مبارزه کنند و به اهداف بلند و متعالی برسند نیازمند شرح صدر هستند. (طه آیات ۲۵ تا ۲۷)
شرح صدری که خداوند به پیامبر(ص) بخشیده بود موجب شد تا وی بتواند به سادگی و آسانی در برابر مشکلات مقاومت کند و حتی چنان شد که متهم به ساده لوحی و «اذن» شد (توبه آیه۶۱) اذن کسی است که حرف هر کسی را می شنود و به سادگی می پذیرد و اشکال در سخنان بیهوده و باطل نمی کند و با گوینده کنار می آید. هر چند دشمنان، وی را متهم به اذن و ساده لوحی می کنند ولی قرآن این صفت را خیر و نیک برای مردم می شمارد؛ زیرا اگر چنان که حقایق رامی دید با مردم برخورد می کرد، می بایست همه را از دم تیغ بگذراند. در حالی که شرح صدر وی موجب شد تا با همه بدی ها و دیدن حقایق مردم، با آنان کنار بیاید و زندگی کند.

چنین شرح صدری برای هر کسی دست دهد، موجب می شود تا به آسانی با امور سخت کنار بیاید (شرح آیات ۱ تا ۶ و نیز طه آیات ۲۴ و ۲۶) و تسلیم محض خداوند باشد (انعام آیه ۱۲۵ و زمر آیه ۳۲) و هدایت خاص الهی را برای خود فراهم آورد (همان)

برای رسیدن به این مقام انسان باید تلاش بسیاری کند و افزون بر کار، توکل داشته و از خداوند توفیق آن را بخواهد. دوری از کفر (نحل آیه ۱۰۶) و گمراهی و انحراف (انعام آیه ۱۲۵) و پلیدی های عقلانی و عقلایی و شرعی (همان) موجب می شود تا زمینه رفع قبض و ایجاد شرح صدر فراهم آید.

بر این اساس دوری و پرهیز از زشتی ها و وارد شدن در جرگه اهل تقوا و متقین موجب می شود تا انسان هدایت های خاص را دریافت کند و زمینه ای برای رشد کمالی از طریق شرح صدر برای او فراهم آید.

انسان ها اگر کار زشت انجام دهند به سرعت گرفتار قبض می شوند، در چنین حالتی باید توبه و استغفار را کلید بیماری و رهایی از قبض قرار دهند و به حالت عادی بازگردند. از این رو گفته شده گناه و بلا بیماری است و استغفار دواء و درمان است. انسان برای این که از آثار هر خطا و گناهی رهایی یابد، لازم است به ریسمان استغفار چنگ زند.

البته آیات قرآنی راهکارهای دیگری نیز بیان کرده است که می توان آن را در عبودیت و اخلاص خلاصه کرد و شخص با انجام کارهای نیک و اطاعت محض از آموزه های الهی، نه تنها از مقام قبض حالتی بیرون آید بلکه از قبض طبیعی وجودی نیز همانند پیامبر(ص) و امامان و اولوالالباب برهد. به این معنا که هم از حالت قبضی که براساس خطا و گناه پدید می آید رهایی یابد و هم از حالت قبضی که به سبب حضور در عالم ماده گرفتار آن است بیرون آید و به شرح صدری خاص دست یابد. کیهان

 

 

نظرات ارسال نظر