سر خط خبرها

به چه زبانی هشدار دهیم که شنیده شویم؟/ احساس محرومیت و فقر نسبی، در کنار فقر مطلق برخی گروه‌ها، نشانی از آینده‌ای خوشایند نیست

سیاست و اقتصاد در ایران یکی از کارهایش تولید چیزباخته است. یعنی دائم بر شمار افرادی می‌افزاید که احساس می‌کنند یک چیز ارزشمند زندگی‌شان، مال‌شان، جوانی‌شان، استعدادشان و آینده‌شان را می‌بازند. این ...

به چه زبانی هشدار دهیم که شنیده شویم؟/ احساس محرومیت و فقر نسبی، در کنار فقر مطلق برخی گروه‌ها، نشانی از آینده‌ای خوشایند نیست

دکتر محمد فاضلی / عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

@fazeli_mohammad

سیاست و اقتصاد در ایران یکی از کارهایش تولید چیزباخته است. یعنی دائم بر شمار افرادی می‌افزاید که احساس می‌کنند یک چیز ارزشمند زندگی‌شان، مال‌شان، جوانی‌شان، استعدادشان و آینده‌شان را می‌بازند. این وضعیت با قوّت بیشتر در جریان است و وضعیتی شده که میلیون‌ها نفر در حال باختن حداقل‌های زندگی هستند.

تورم دورقمی نزدیک به پنج دهه است که گریبان این کشور را گرفته است. تورم در سال‌های پیشین و امسال با شدت بیشتری، در حال عمیق کردن درّه نابرابری و بر باد دادن حداقل امیدهای چیزباختگان ناامید است. تورم فزاینده، سودهای نجومی بورس، افزایش سرسام‌آور قیمت خودرو و ارزش‌های کهکشانی مسکن، داشتن شماری از دارایی‌ها را برای بخش‌هایی از مردم به آرزوهای دست‌نیافتنی تبدیل می‌کند.

قریب بیست سال پیش پژو ۲۰۶ خودرو طبقه متوسط حتی تا دانشجویان بود. پژو ۲۰۶ حالا به ۱۷۰ میلیون تومان رسیده و خانه‌ای که من در پایان ایام دانشجویی با پس‌انداز ۱۷ میلیونی خریدم پانصد تا هفتصد میلیون شده است.

عاقبت این وضعیت کاملاً روشن است. آن‌ها که پس‌انداز، خودرو، خانه، زمین، سکه و سایر دارایی‌ها را دارند، با سرعت عجیب تورم، از آن‌ها که ندارند فاصله می‌گیرند. چیزباختگان که در همان شرایط هم ناامید بودند، حالا «واماندگان تورم» هستند یا به سرعت از آن‌ها که در بورس سودهای کلان کسب می‌کنند عقب می‌مانند. دره نابرابری عمیق‌تر می‌شود و ناامیدی گسترده‌تر از گذشته رنگ خودش را به چهره خلایق می‌پاشد.

تورم به نابرابری دامن می‌زند و چیزباختگان را بیش از گذشته تحقیر می‌کند.  مشکل اکنون نیز چهار دهه فقدان عزم سیاسی برای تن دادن به الزامات همه‌جانبه اصلاحات و مهار سازوکارهای مولد نابرابری و تحقیر انسان ایرانی است.

من اقتصاد نخوانده‌ام اما این‌قدر می‌فهمم که آن‌چه در جریان است، تورم فزاینده‌ای است که زندگی را برای میلیون‌ها ایرانی دست‌نیافتنی می‌کند و معدودی را به ارزش‌های متورم‌شده دارایی‌ها می‌رساند. فساد نظام‌مند شده بر شعله این نابرابری می‌دمد و زبانه‌هایش، از روح، روان، انسجام، نظم و ثبات اجتماعی خاکستری بر جا خواهد گذاشت.

احساس محرومیت و فقر نسبی، در کنار فقر مطلق برخی گروه‌ها، نشانی از آینده‌ای خوشایند نیست.ما به چه زبان دیگری هشدار دهیم که شنیده شویم؟/متن تلخیصی/

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی

@Iranianstructures

 

 

 

نظرات ارسال نظر