سر خط خبرها

ما، مدرنیته و ایران/ وطن واحدِ ضروری برای ورود به دنیای آینده است/ مفهوم وطن از ظرفیت سنتی ما بالاتر است و با این مفهوم، ما فریز می شویم

انسان مدرن مصمم می شود دست از واقعیت های فرامادی بشوید و هر مقدار از ماده و معنی را که تن به حساب و کتاب داد در فرآیندهایش وارد سازد. به این ترتیب با دنیائی سازگارتر برای زیستِ انسانی مواجه می شویم . . .

ما، مدرنیته و ایران/ وطن واحدِ ضروری برای ورود به دنیای آینده است/ مفهوم وطن از ظرفیت سنتی ما بالاتر است و با این مفهوم، ما فریز می شویم

یونس احمدی: دکترای دین پژوهی دانشگاه ادیان

برای اینکه اندکی در مفهوم به هم نزدیک شویم، ابتدا باید فرض مشترکی داشته باشیم. فرض این است که ابتدا دست از واقعیت های کیفی برداریم. این تلاشی است که دنیای جدید در پی دست یابی به آن است. باید واقعیتها را از سر و از ته شناخت، توزین کرد و در ساخت های ذهنی و رفتاری به کار گرفت.

 ظاهراً تلاش دنیای مدرن، از روزی که نطفه آن بسته شد این است که واقعیت را از حالت پریشانیِ انتزاع رها کند و به انسان مدرن این فرصت را بدهد که آن را بشناسد و در آن دست کاری کند.

به این ترتیب نسبت ماده در واقعیت افزایش می یابد، به طوریکه تا واقعیتی به ماده تبدیل نگردد و در دنیای مادی قابل رصد نباشد، نمی توان روی فعل و انفعالات آن در دنیای مدرن حساب باز کرد. البته این امر به معنی عدم وجود عناصر غیر مادی نیست، بلکه به معنای آن است که تا عنصری مادی نشود، تا عنصری قابل دست یابی و ساخت و پرداخت نشود، امکان ردگیریِ ردپای آن در فعل و انفعالات دنیای مادی، انسانی و اجتماعی وجود ندارد.

انسان مدرن مصمم می شود دست از واقعیت های فرامادی بشوید و هر مقدار از ماده و معنی را که تن به حساب و کتاب داد در فرآیندهایش وارد سازد. به این ترتیب با دنیائی سازگارتر برای زیستِ انسانی مواجه می شویم. انسان مدرن برای دست یابی به این شرایط، تاکنون راه کوتاهی پیموده و راه درازی در پیش دارد. 

انسان مدرن در تلاش است نه تنها فرآیندهای تکنولوژیک پیشرفته تری برای نسل آینده باقی بگذارد، بلکه در متن روندهای شناخت شناسی و روش شناسی علوم، در مسیر ابهام زدائی حرکت کند و جهان مفاهیم را نیز، از مفاهیم موهوم، غیر قابل ردیابی و اندازه گیری پاک سازی کند ویا با آنها مرزبندی نماید.

به عبارتی ساده تر از آنجا که انسانِ مادی به ماده آشناتر است  هر مفهوم، کلمه و یا روایتی باید وزن مشخص مادی داشته باشد و بتوان این پیش بینی را درخصوص آن صورت داد که در صورت به کارگیری در یک فعل و انفعال مدرن که در آن هر پیچی با مهره مشخصی قابل اتصال است، دقیقاً به چه میزان و در کدام جهت، رفتارهای فردی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد.

به این معنی که باید پذیرفت، مبتنی بر قراد، هرمفهومی داری یونی uni و ظرفیت مشخص مادی است. جامعه هدف هم که می تواند یک فرد و یا جمعی از افراد باشند باید، توان مادی به کارگیری آن مفهوم با ظرفیت تعیین شده را داشته باشد.

در صورت استفاده ناصحیح از مفاهیم، ممکن است سیستم های گیرندۀ با ظرفیت مشخصِ انسانی و اجتماعی دچار عدم تعادل و ناتوانی در هماهنگی با آن مفهوم شوند. در این موارد و به عبارتِ امروزی، جامعه اخیر هنگ hang می کند و یا فریز freeze می شود. در این شرایط یا هیچ پاسخی از سوی سیستم دیده نمی شود و یا پاسخ ها نامظم هستند و ما نیازمند بازراه اندایِ سیستم هستیم.

 در همین راستا و به عنوان نمونه ، مفهوم وطن با نگرش امروزی دارای تفاوت های قابل ارزیابی با گذشته است. وطن واحدِ ضروری برای ورود به دنیای آینده است. آینده از آن وطن است و در چند سده اخیر این ایده در قالب های مختلفی چون دولت-ملت پیگیری شده است. به این ترتیب و نبابر تعریف وطنِ جدید یک واقعیت کمیِ قابل اندازه گیری است.

در نگرش نوین وطن واحد ورود به دنیای مدرن نیز هست و بدون هرگونه پیشوند و پسوندی، دارای ارزش ذاتی و تعیین کننده است. انسان ها در قالب وطن ساختار می سازند و در نظامهای جهانی وارد می شوند. شواهد نشان می دهد در تفکر غیر مدرن وطن بخشی پیوسته از یک هویت سازنده و اصلی است. بخشی از تاریخ و یا بخشی از ایمان، و به محض تضعیف هویت اصلی، مفعومِ وطن نیز تضعیف می شود.

در تعریف جدید وطن دارای آنچنان ظرفیت کمی، متنی و محتوائی است که تنها از سوی انسان مدرن قابل به کارگیری نرم افزاری است. انسانِ سنتی دارای تعریفی از وطن پرستی است که در زیر سایه ایدئولوژی های مختلف ملی، دینی و یا هر ایدئولوژی دیگری قرار می گیرد. در تفکر سنتی، وطن فدای همه چیز می شود، در حالی که در دنیای مدرن این همه چیز است که باید فدای وطن شود. 

همین چرتکه انداختن های دانشمندان علوم انسانی در ایران است که اندیشمندان این حوزه را به ارائه تعریفی از ایران و هویت ایرانی برای نسل های بعدی واداشته است، تا تعریفِ مدرنِ وطن برای آیندگان به میراث بماند.  

این تعریف علاوه بر آنکه باید متنِ مشخصی را ارائه نماید، باید کمی و قابل اندازه گیری باشد و همچنین جامعه ایرانی ظرفیت پذیرش آن را داشته باشد.

با تلاش و تجمع نخبگانی در دو قرن اخیر به جامعه ایرانیِ مبتنی بر سنت، اولویت های دیگری به عنوان محوریت اجتماعی تزریق شده است. بنابر این ایران هیچگاه نتوانسته است به محور رفتاری فرزندانش تبدیل شود و ما هموراه شاهد بوده ایم عباراتی مانند چپ، راست، سلطنتی، انقلابی، دینی، ملی، مدرن و سنتی به عنوان پسوند ایران مطرح بوده اند و با ایجاد نوعی ایدئولوژی مبتنی بر پسوندهای اخیر با نوعی ایران مواجه بوده ایم که تنها برای بخشی از ایرانیان مطلوبیت داشته است.

ما از ایران برای ایده هایمان عبور می کنیم، مفهوم وطن از ظرفیت سنتی ما بالاتر است و با این مفهوم، ما فریز می شویم.

#دکتر_یونس_احمدی_دین_پژوه_و_مدرس_دانشگاه

#ما_مدرنیته_و_ایران

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی

@Iranianstructures

 

نظرات ارسال نظر