سر خط خبرها

اتفاق تازه و نوپدیدی که در سالهای اخیر افتاده و نماد آن در آخرین انتخابات رسمی کشور مشخص گردید کاهش سطح مشارکت در میان طبقه و لایه بنیادی اجتماع کنونی است

اگر قرار است تحولی کارآمد ایجاد شود، نوبت آن است که جامعۀ ما از صدر تا ذیل برای گره گشائی، سراغِ فلاسفه، اندیشمندان و الاهیدانان صاحب سبک و پارادایمِ کشور مانند آقایان دکتر ابراهیمی دینانی ، دکتر داوری اردکانی و دکتر بیژن عبدالکریمی برود ...

اگر قرار است تحولی کارآمد ایجاد شود، نوبت آن است که جامعۀ ما از صدر تا ذیل برای گره گشائی، سراغِ فلاسفه، اندیشمندان و الاهیدانان صاحب سبک و پارادایمِ کشور مانند آقایان دکتر ابراهیمی دینانی ، دکتر داوری اردکانی و دکتر بیژن عبدالکریمی برود

یونس احمدی: دکترای دین پژوهی دانشگاه ادیان

خبرگزاری ایسنا

میزگرد تحول جلسه دوم

موضوع تحول برای اثرگذاری باید در قالب های کمی و قابل دستیابی ارائه شود. باید شاخص هائی عملیاتی در حوزۀ فردی و اجتماعی طرح و بعد عمل تطبیق و مقایسه انجام شود.

این رفتار تطبیق و مقایسه نشان می دهد که در موضوع تحول در شرایط کنونی کشور که برخی شاخص ها مشخص شده اند و آژیر خطر و هشدار به صدا در آمده است،  یک ضرورتِ وجودیِ غیر قابل اجتناب است.

اولین مشخصۀ این امر هم " تحول در بسترِ ساختار" است. یعنی هیچ تحولی که منجر به ساختارشکنی گردد سازنده و مطلوب نخواهد بود. مشخصۀ دیگر نقد بی امانِ ساختاری است. نقد در ذات خود مرز نمی شناسد. پس اگر قرار است تحولی واقعی، علمی و روزآمد صورت گیرد باید از دروزاه نقد بی پایان به موضوع ورود کرد.

در بحث تحول و مبانیِ آن نکته مهم این است که این تحول امروز در ابعاد اجتماعی آغاز شده است و ما شاهد برخی رفتارهای اجتماعی هستیم که در بدنه خلاق جامعه دیده می شود.

پدیدار تحول در جامعه با انگیزه هائی منحصر بفرد و غیر قابل دستکاری های مصلحتی صورت می گیرد. تحول در جامعه همواره امری پوزیتیو و پیش برنده نیست. گاهی جامعه با رفتاهای بازدارنده و واکنشیِ خود از ما می خواهد که در مسیر، تغییر و تحول ایجاد کنیم.

جامعه دار و ندار همه ساختارهاست. جامعه تبلور همه فرهیختگی ها و محل بروز نقطه ضعف ایده هاست. Fact های اجتماعی از واقعی ترین Fact ها، هستند.   

پیامهای جامعه، گاهی صریح است مانند نوعی عدم مشارکت و چیزی که در انتخابات آخر مجلس شورای اسلامی به وضوح، اتفاق افتاد و دارای پیام مشخص بود. این پیام باید بسیاری از آنتن ها را حساس می کرد.

اما این پیامها گاهی صرفاٌ تاکتیکی و شوک آور و دارای تب تند نیست بلکه، استراتژیک، مزمن و دارای تب کند است و مستتر در یک رفتار عمیق تر مانند کاهشِ نرخِ باروری در جامعه و به تبع آن کاهشِ جمعیت و از سوی دیگر افزایش طلاق است.

این یک واقعیت اجتماعی است که اکنون جامعه ما با آن روبروست. این یک تحولِ معکوس و بازدارنده است و نوعی عدم مشارکتِ استراتژیک محسوب می شود.

نامشارکت ورزی های اجتماعیِ استراتژیک باید عقل دور ساختار را به درد بیاورد. ساختارها هم دارای عقل نزدیک و هم دارای عقل دور هستند. عقل دور، فلسفه است.  

ممکن است نگرش یا ذهنیتی در تحلیل های خود، این نوع درک از موضوع را نداشته باشد اما این امر از واقعیت های موجود، چیزی را تغییر نمی دهد. جامعه ای که با کاهش دادن جمعیتِ خود، پالس ارسال می کند، ممکن است بخواهد نشان بدهد که دچار بی تفاوتی شده است.

سرِ خودش را جدا کرده است و  با ساختارهای موجود سرِ همخوانی و هم نوائی ندارد و خواستار تحول است.  

 به این ترتیب در فضای کنونی می بینیم که جامعه واکنش هائی مختلف به کنش های رسمی و حاکمیتی را در بطن خود آماده کرده است. از آنجا که پیام این واکنش ها مشخص است، به نوعی تحولاتی، اگر قرار است در آینده در فضای رسمی و سیاسی صورت گیرد باید گفت محور، نوع و بُعد این تحولات از نوع "پیامها و هشدارهای اجتماعی" از قبل مشخص شده است.

به عنوان مثال اگر قرار است تحولی در آینده در جامعه باشد یکی از شاخص های اصلی آن افزایش مشارکت های تاکتیکی یا مرحله ای و استراتژیکِ مردم در ابعاد حکومت داری و تجلی های اجتماعی است.

در خصوص ابعاد تحول باید گفت فکت های اجتماعی دلایل مختلفی دارند. واقعیت ها را در جامعه اصولی خاص تبیین  می کنند و به وجود می آورند. یعنی علل و عوامل فرایندهای اجتماعی تک ساحتی نیست بلکه مجموعه ای از عوامل، سطحی از واقعیت اجتماعی و جریان اجتماعی را ایجاد می کنند.

در یک مدلِ مفروض، واقعیت هایِ کنونی جامعه ما، نشان می دهد که  تبیین ها و عواملِ  فلسفی_الاهیاتی و سپس عوامل جامعه شناختی_اقتصادی و در نهایت سیاسی_آرمانی دلایل شکل گیری حضور و مشارکت اجتماعی هستند.

یعنی نگاه فلسفی_الاهیاتی سطحی پایه از مشارکت در جامعه ایجاد کرده است و هر مقدار رضایتمندی هایِ اجتماعی_اقتصادی و سپس آرمان پردازانه و سیاسی  در جامعه زیاد شود مشارکت مردم در امور تقویت می شود.

به عبارتی ما سه سطح مشارکت پایه فلسفی، میانیِ اقتصادی و بالایِ سیاسی با سهم تقریباً یکسان را در جامعۀ معاصر ایرانی داشته ایم و تجربه نشان داده است که  تنگی یا گشایش های اقتصادی و یا فضای باز و بستۀ سیاسی در مشارکت های بنیادین اجتماعی، در جامعۀ ما، تا سالهای اخیر بی اثر و یا کم اثر بوده است.

اتفاق تازه و نوپدیدی که در سالهای اخیر افتاده است و نماد آن در آخرین انتخابات رسمی کشور مشخص گردید کاهش سطح مشارکت در میان طبقه و لایه بنیادی و پایه ای است. شواهد نشان می دهد کشور ما "در سطحِ اجرائی" و در دهه اخیر نه شاهد گشایش های موقت یا دائمِ اقتصادی بوده است بلکه مواضع اقتصادی مردم همواره در حال افول و سقوط بوده است و نه شاهد فضای گشایشگر سیاسی و آرمانی که امواج مشارکت را به جریان اندازد.

به این ترتیب، و بر اساس فرضی که داشتیم، رخنه در صفِ دوسوم آحاد جامعه یا شصت درصد آنها برای حضور و مشاکت امری قابل توجیه است.  اما اتفاقِ قابل پیش بینی در سالهای اخیر عدم مشارکت کفِ سنتی، الاهیاتی و فلسفی است. یعنی کسانی که روزی در هر  شرایطی در صحنه بوده اند امروز دیگر این نقش را بازی نمی کنند، به این ترتیب مشاهده می شود ساختار با رخنه فلسفی هم مواجه است.

 با این نگرش بُعد و عمق تحول مشخص، و معلوم می شود ما نیازمند نگرش های نوین و  تحولات فلسفی_الاهیاتی هستیم.

نسخۀ این تحولات را کسانی که "مشارکت فعلی محصول اندیشهِ آنان است" نمی توانند بنویسند.

به این ترتیب و علی رغم آنکه سعی این گروه مشکور است اما اگر کمی مصداقی تر باشیم، اکنون دیگر نوبت آن است که جامعه ما  برای گره گشائی "از صدر تا ذیل" سراغ تئوری ها و دیدگاههای فلاسفه، اندیشمندان و الاهیدانان صاحب سبک و پارادایم کشور مانند آقایان دکتر دینانی ، دکتر داوری اردکانی و دکتر بیژن عبدالکریمی برود.

اگر قرار است اتفاقی بیفتند و تحولی ایجاد شود، راه همین است و راه دیگری وجود ندارد، سایر راهها، تنهاقیل و قالِ سیاست و آدرس اشتباه است.

تا آنجا که مشخص است هم اکنون در جامعه دانشگاهی گفت و گوهای جمع بندی شده و پارادایمیکی در خصوص مسائل کشور در جریان است که همه باید محوریت فلسفی این تلاشها را مانند آنچه در میان ملت های داناتر اتفاق افتاده است بپذیریم.

#دکتر_یونس_احمدی_دین_پژوه_و_مدرس_دانشگاه

#مشخصه_تحول:_تحول_در_بستر_ساختار

#مشخصه_تحول:_نقد_بی_امان_ساختاری

#اتفاق_تازه_و_نوپدید_در_کاهش_سطح_مشارکت_مردم

#فلاسفه_اندیشمندان_و_الاهیدانان_صاحب_سبک_و-پارادایم_کشور

 #دکتر_ابراهیمی_دینانی_دکتر_داوری_اردکانی_و_دکتر_بیژن_عبدالکریمی

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی

@Iranianstructures

نظرات ارسال نظر