سر خط خبرها

اَبَر مسئلۀ جامعۀ ایران و ضرورت تحول در ساختارهای کشور/ دکتر سارا فلاحی: ظرف ساختارهای غیر موسع، نمی‌گذارد مردم شیرینیِ تجلی آرمانهای نظام و انقلاب را لمس کنند

یکی از دلائل این ناتوانی تعالی مظروف و در همان حال عدم تعالی ظرف است. ظرف گنجایش مظروف را ندارد و برای آن کوچک است. در اینجا مظروف اهداف و آرمان‌ها و ظرف، ساختارها هستند ...

اَبَر مسئلۀ جامعۀ ایران و ضرورت تحول در ساختارهای کشور/ دکتر سارا فلاحی: ظرف ساختارهای غیر موسع، نمی‌گذارد مردم شیرینیِ تجلی آرمانهای نظام  و انقلاب را لمس کنند

دکتر سارا فلاحی: استاد دانشگاه آزاد اسلامی و نماینده مردم ایلام در مجلس شورای اسلامی

علی‌رغم تلاش و زحمت مدیران و نمایندگان کشور اما تا موانعِ ساختاری را برطرف نکنیم، مردم به این نتیجه نخواهند‌ رسید که کارهایی که انجام می‌شود، متناسب با نیازها و مطالبات آنهاست.

گاهی در شرائطی قرار می‌گیریم که کارگزار وظیفۀ خود را انجام نمی‌دهد، ولی زمانی مدیران می‌خواهند وظایف خود را انجام بدهند، اما با ساختاری در برابر خود مواجه می‌شوند که به آنها اجازه فعالیت و انجام کار نمی‌دهد.

شواهد نشان می‌دهد که ما به یک تحول ساختاری نیاز داریم، در حالی که  رهبری معظم انقلاب هم بر تغییر و تحول ساختار تأکید دارند. در ساختارهای کنونی ما، این خودِ آدم‌ها هستند که باعث رکود می‌شوند.

عقلانیت، عدالت و معنویت‌ سه گانۀ حاکم بر گفتمانِ انقلاب اسلامی است که اساس این گفتمان را تشکیل می‌دهد.  شاید بتوان گفت با محوریت این اصولِ سه‌گانه بسیاری از مشکلات، قابل عبور است، اما جای سؤال است که چرا ما در سطح کلان شعارهائی به این بزرگی داریم، شعارهائی متعالی داریم، اما وقتی تصمیم داریم که این شعارها را پیاده کنیم، نمی‌توانیم.

 یکی از دلائل این ناتوانی تعالی مظروف و در همان حال عدم تعالی ظرف است. ظرف گنجایش مظروف را ندارد و برای آن کوچک است. در اینجا مظروف اهداف و آرمان‌ها و ظرف، ساختارها هستند. یعنی دستگاهِ دیوانسالاری و بروکراسی ما و ساختارِ ما اجازه مانور به ما نمی‌دهد. یعنی در اینجا دستگاهِ دیوانسالاری و بروکراسی متناسب با آن شعارهائی که داریم طرح‌ریزی نشده‌است. اینجاست که در یک رفتار واکنشی، زمانی که می‌خواهیم یکی را هم‌اندازۀ دیگری کنیم، به جای آنکه ساختار را وسیع، متناسب و کارآمد کنیم، از آرمانها و اهداف عقب می‌نشینیم و از معنویت و عقلانیت و عدالت می‌زنیم و از آنها عبور می‌کنیم.

به این ترتیب باز هم به همان نکته می‎رسیم که ما به یک تحول ساختاری نیازمندیم، ساختاری که بتواند درکف جامعه و میان توده‌ها عدالت را برقرار کند، در غیرِ این صورت، ما با آمد و شدهای سیاسی مواجهیم، اما مشکلات همچنان بر جای خود باقی می‌مانند.

به عنوان نمونه امروز در مجلس  ضعفِ آیین‌نامه‌ها اجازه می‌دهد طرح‌هائی نمود پیدا کنند که فاقد اولویت هستند و در مواردی با پشتوانۀ رأی بیشتر و گاهی اکثریت، عقلانیت در آنها لحاظ نشده است و بیشتر ناشی از هیجان هستند.

به نظر می‌رسد ساختار و کارگزار با هم دارای رابطه دیالکتیکی هستند. رابطه تعاملی دارند. نمی‌توان با حذف یا اصلاح یک مورد به دنبال رفع مشکلات بود.

تحولات ساختاری برای اینکه مردم تلاش نظام و کارگزاران برای رفع مشکلات و دغدغه‌های آنان را ببینند و لمس کنند ضروری است.

در همین شرایطِ کشور قوانینِ ارزشمندی به عنوان مظروف اهداف و آرزوهای ما برای مردم مصوب است اما این قوانین در ظرف ساختار، امکان و یا فرصتِ اجرائی شدن ندارند، پس برای مردم ملموس و قابل فهم اجرائی نیستند.

به عنوان نمونه اگرچه عدالت سرلوحۀ قوانین ماست اما در ساختار بروکراتیک، امکان عدالت‌ورزی در استخدامها وجود ندارد. چون ظرف به اندازۀ مظروف موسع نیست، شما نمی‌توانید با تبعیض مبارزه کنید و با تعارضِ منافع مواجه می‌شوید. اینجاست که مردم را نمی توانید قانع کنید.

با آمدن دولت‌هائی که با شعارهای مردم‌پسند وارد می‌شوند، نهایتاً این  آدم‌ها هستند که عوض می شوند اما ساختار تغییری نمی‌کند. قطعاً ساختار بروکراتیک ما نخبه‌کش است که از مشروطه تاکنون تغییری در آن اتفاق نیفتاده است. همان مشکلاتی که در ساختار بروکراتیک و دیوانسالاریِ ما در رژیم گذشته وجود داشته است، الان نیز با آن مواجهیم. به این ترتیب لازم است حوزۀ انقلاب به بخش‌های فرهنگی، اجتماعی و ساختاری گسترش یابد زیرا ریلِ این ساختار، ما و انقلاب را منحرف می‌کند. منطق حاکم بر دیوانسالاری موجود ضد عدالت است.

امروز تحولات و ضرورت تغییرات ساختاری، ضرورتِ بی‌بدیل و اَبَر مسأله جامعه و کشور است.

● مطلب بازنویسی شده است.

 

نظرات ارسال نظر